تبليغاتX
شب
دل نوشته هايي از يك ...
یه پست جدید ؟.,ء تعجب نکنید آرمین دوباره اومد ....
سلام دوستان و همه اونهایی که دوست نیستین اما به وبلاگ من سر می زنید

حتما در اولین فرصت دوست بشوید .

جام اندوه که از دیده تر می دوشد

رَخت فریاد به سیمای گهر می پوشد

روبَه شیرصفت در پس خود می تازد

تا که مرد سفر این راه ،دگر می سازد

باز بی بال بمیرد به کف کوهستان

مرد خوشنام نمیرد به ته گورستان

سرو پژمرده دگربار جوان خواهد شد

گل خوش چهره به گلزار خزان خواهد شد

همه این پند شنو بر سر بازار مَبر

آنچه خود کاشته ای چیده ی بازار مَخَر

که تو خود این همه مستی ز سر می داری

بربداری زٍ زمین حاصل آن چون کاری

پند عاقل شنو و کار ببند این همه دم

تا که عاقل شوی و پند کنی بیش چه کم

کار خود در طلب یار دگر هیچ مکن

کار ناکرده حذر دار حذر هیچ مکن

مکن ای هیچ خیانت به سر خود در خود

که خیانت به سر خود نرد از یاد بدانی لابد

آسمان بشکفد آن روز که صاحب داند

کرده ی خود بنماید به خودت را خواند

سر تسلیم فرود آر که آن روز بناست

عالم ساخته ی دیده ی امروز فناست

تقدیم به همه شما عزیزان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 17:24  توسط آرمین |